صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

563

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

ضربهء شمشيرشان ، آنان را مصون مىدارد . » « 1 » ( 1 ) پس از اسلام آوردنش كه مسلمانى نيكو گرديد ؛ در قصيدهء جداگانه‌اى انصار را ستود و قصورى كه نسبت به منزلت آنان دچار شده بود ، با سرودن آن قصيده جبران نمود : « هر كس بخواهد زندگى با ارزش ، او را شادمان گرداند ؛ بايد در ميان شايستگان انصار به سر برد . آنان نيكى و بزرگوارى را از گذشتگان خويش دريافت كرده‌اند . بىترديد برگزيدگانى از نسل نيكان و برگزيدگانند . . . » « 2 » ( 2 ) 6 - نمايندگان بنى عذره : اين هيأت دوازده نفره - كه يكى از آنان ، حمزه پسر نعمان نام داشت - در ماه صفر سال نهم ه به مدينه آمدند . وقتى از اصل و نژاد آن قوم سؤال شد ، سخن‌گويشان گفت : ما از بنى عذره ، برادران مادرى قصى هستيم . ما بوديم از قصى پشتيبانى كرديم و خزاعه و بنى بكر را از وادى مكه رانديم . ما نزديكى و خويشاونديهايى با شما داريم . پيامبر به آنان خوشامد گفت و به گرمى پذيرفت و فتح شام را مژده داد و آنان را از رفتن به پيش كاهنان و از قربانيهاى جاهلى منع فرمود . اين هيأت اسلام آوردند و چند روز در مدينه ماندگار شدند و سپس به سرزمين خويش بازگشتند . ( 3 ) 7 - نمايندگان بلىّ : ورودشان به مدينه در ربيع الاول سال نهم ه اتفاق افتاد . آنان ، اسلام آوردند و سه روز در مدينه اقامت گزيدند . رئيسشان ، ابو الضّبيب در مورد مهماندارى سؤال كرد كه آيا پاداشى دارد ؟ پيامبر گفت : آرى ! هر كار نيكويى كه نسبت به مستمندان و [ حتى ] افراد بىنياز روا بدارى ، صدقه محسوب است . باز دربارهء مدت مهماندارى سؤال كرد . فرمود : تا سه روز . از گوسفند گم شده پرسيد : فرمود : مال توست يا مال برادرت و يا از آن گرگ . از شتر گم شده پرسيد . پيامبر فرمود : نه مال توست و نه مال برادرت . راه را برايش باز كن تا صاحبش آن را پيدا كند .

--> ( 1 ) - يمشون مشى الجمال الزّهر يعصمهم * ضرب إذا عرّد السّود التّنابيل . ( 2 ) - من سرّه كرم الحياة فلا يزل * فى مقنب من صالحى الأنصار ورثوا المكارم كابرا عن كابر * إنّ الخيارهم بنو الأخيار . . .